
اولا ولادت رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق عليه السلام را براي شما تبريك عرض مي نمايم و ثانيا بهمين مناسبت ولادت امام ششم شيعيان زندگي نامه آن امام را براي شما به نمايش گذاشتم براي مشاهده آن به ادامه مطلب برويد .

اولا ولادت رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق عليه السلام را براي شما تبريك عرض مي نمايم و ثانيا بهمين مناسبت ولادت امام ششم شيعيان زندگي نامه آن امام را براي شما به نمايش گذاشتم براي مشاهده آن به ادامه مطلب برويد .
و از اين خبر شريف، چنين مستفاد مىشود كه آن چهار شخص معظم، چنان كه در غيبت صغرى واسطه بودند ميان رعايا و آن جناب در عرض حوايج و رقاع و گرفتن جواب و ابلاغ توقعيات، در غيبت كبرى نيز در ركاب همايون آن جناب هستند و به اين منصب بزرگ، مفتخر و سرافرازند.
پس معلوم شود كه خوان احسان وجودم و كرم و فضل و نعم امام زمان (عليه السلام) در قطرى از اقطار ارض، براى هر پريشان درمانده و گم گشته و امانده و متحير نادان و سر گشته حيران، گسترده است، و باب آن باز، و شارعش عام؛ با صدق اضطرار و حاجت، و عزم با صفاى طويت و اخلاص سريرت؛ اگر نادان است، شربت عملش بخشند، و اگر گم شده است، به راهش رسانند، و اگر مريض است، لباس عافيتش پوشند.
سيد بن طاووس رحمه الله عليه در كشف المحجه فرموده در ضمن وصاياى به فرزندش محمد كه: چون خبر ولادت تو به من رسيد، و من در مشهد حسين (عليه السلام) بودم؛ برخاستم در حضور خداوند جل جلاله در مقام ذل و انكسار،
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
شيخ صدوق در كمال الدين روايت كرده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: مهدى (عليه السلام) شبيه ترين مردم است به من؛ در خلق و خلق.
و به روايتى فرمود: شمايل او شمايل من است.
و روايت شده در كفايه الاثر كه آن جناب فرمود: پدر و مادرم، فداى هم نام من و شبيه من و شبيه موسى بن عمران!.
در غيبت فضل بن شاذان به سند معتبر، از آن جناب روايت شده است كه فرمود: نهم از امامان كه از صلب حسينند، قائم اهل بيت من و مهدى و امت من است و شبيه ترين مردمان است به من؛ در شمايل و افعال و اقوال.
در غيبت نعمانى روايت شده از يكى از راويان كه گفت: قائم – مهدى (عليه السلام) – از نسل على (عليه السلام) است، شبيه ترين مردم است به عيسى بن مريم در خلق و خلق و سيما و هيات….
عامه نيز روايت كردهاند: آن جناب شبيه ترين خلق است به عيسى (عليه السلام).
مسأله گسترش سريع اسلام يكى از مهمترين مسائل تاريخى است. البته مسيحيت و تا اندازهاى دين بودا هم از اديانى هستند كه در جهان، گسترش يافتهاند، هر چند كه مسيحى بودن مسيحيان، اخيرا بيشتر جنبه اسمى دارد نه واقعى، ولى در اسلام از نظر گسترش، خصوصيتى هست كه در ساير اديان نيست و آن مسأله سرعت گسترش اسلام است. اين جا قصد داريم از يكى از علل پيشرفت سريع اسلام سخن بگوييم. البته مهمترين علت آن خود قرآن است؛ زيبايى، عمق، شورانگيزى، جاذبه و محتواى قرآن بدون شك عامل اول نفوذ و توسعه اسلام است، ولى از قرآن كه صرف نظر كنيم، شخصيت، خلق و خو، سيره و نوع رهبرى رسول اكرم (ص) عمل دوم نفوذ و توسعه اسلام است و حتى بعد از وفات حضرت هم، تاريخ زندگى ايشان عامل بزرگى براى پيشرفت اسلام بوده است.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
ابن كثير گويد: در توراتى كه در دست اهل كتاب است موضوعى آمده معناى آن چنين است:
خداوند متعال ابراهيم (عليه السلام) را به وجود اسماعيل (عليه السلام) بشارت داد و فرمود: اسماعيل را زيادتى بخشم و نسل او را گسترده گردانم و در بين آنان دوازده نفر را از بزرگان و فرزانگان قرار دهم.
و گويد: ابن تيميه گويد: اينان كه به وجودشان بشارت داده شده، همان است كه در حديث جابربن سمره آمده و مقرر گرديده تا در ميان امت پراكنده باشند، و اينكه قيامت بر پا نگردد مگر آنكه موجود شده باشند، و بسيارى از يهوديانى كه به اسلام مشرف شدهاند، اشتباه كرده و پنداشتهاند آنان همان كسانى اند كه فرقه را فضه (= شيعيان دوازده امامى) به سوى آنان دعوت كرده و از ايشان پيروى مىكنند .
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب برویدمولف گويد: بشارت مورد اشاره در سفر پيدايشتورات امروزين، باب: (17 شماره 18 – 20) اصل عبرى چنين است:
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
مأمون در سال 218 هجرى درگذشت و پس از او برادرش «معتصم» جاى او را گرفت. او در سال 220 هجرى امام را از مدينه به بغداد آورد تا از نزديك مراقب او باشد و چنانكه قبلاً ذكر شد، در مجلسى كه براى تعيين محل قطع دست دزد تشكيل داده بود، امام را نيز شركت داد و قاضى بغداد (ابن ابى دُؤاد) و ديگران شرمنده شدند و چند روز بعد از آن «ابن ابى دؤاد» از حسد و كينه توزى نزد معتصم رفت و گفت: از باب خير خواهى، به شما تذكر مىدهم كه جريان چند روز قبل به صلاح حكومت شما نبود، زيرا در حضور همه دانشمندان و مقامات عالى مملكتى فتواى ابو جعفر (امام جواد)، يعنى فتواى كسى را كه نيمى از مسلمانان او را خليفه و شما را غاصب حق او مىدانند، بر فتواى ديگران ترجيح دادى و
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
غوغاى سقيفه
فان كنت بالشورى ملكت امورهم فكيف بهذا و المشيرون غيب و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم فغيرك اولى بالنبى و اقرب.
در حينى كه على عليه السلام و چند تن از بنىهاشم مشغول غسل و دفن جسد مطهر پيغمبر بودند تنى چند از مسلمين انصار و مهاجر در يكى از محلههاى مدينه در سايبان باغى كه متعلق بخانواده بنى ساعده بود اجتماع كردند،شايد اين محل كه از آنروز مسير تاريخ جامعه مسلمين را عوض نمود تا آن موقع چندان اهميتى نداشته است.
ثابت بن قيس كه از خطباى انصار بود سعد بن عباده و چند نفر از اشراف دو قبيله اوس و خزرج را
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید
زندگینامه امام علی بن موسی الرضا بطور خلاصه
امام علي بن موسيالرضا عليهالسلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام ميباشند.
ايشان در سن 35 سالگي عهدهدار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختيها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.
نام ،لقب و كنيه امام :
نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان “رضا” به معناي “خشنودي” ميباشد. امام محمدتقي عليهالسلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل ميفرمايند :” خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بودهاند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بودند”.
يكي از القاب مشهور حضرت ” عالم آل محمد ” است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان ميباشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش ” جنبه علمي امام ” آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان ميباشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن ميگردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نميتواند سرچشمه گرفته باشد.
پدر و مادر امام :
پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان ” نجمه ” نام داشت.
تولد امام :
حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعدهالحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :” هنگاميكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نميكردم و وقتي به خواب ميرفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر ” لاالهالاالله ” رااز شكم خود ميشنيدم, اما چون بيدار ميشدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگاميكه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان ميداد؛ گويي چيزي ميگفت” (2).
نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضي از پيامبران الهي نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسي كه به اراده الهي در اوان تولد, در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است. (3)
زندگي امام در مدينه :
حضرت رضا (عليه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند و
در آنجا در جوار مدفن پاك رسول خدا و اجداد طاهرينشان به هدايت مردم و تبيين معارف ديني و سيره نبوي مي پرداختنند. مردم مدينه نيز بسيار امام را دوست مي داشتند و به ايشان همچون پدري مهربان مي نگريستند.تا قبل
برای مشاهده متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید